|
هر چه را كه دوست داري شعر بخوان براي آمدن به اتاقم هميشه ميهمان ناخوانده اي صبر مي نهم بر انگشتانت جهان از ساق پاي تو آغاز مي شود و نگرانم از بي پاياني ات .. بين قبرها در دور دودي مي بينيم بين كوه ها در دور دودي مي بينم و در گلزار هم دودي مي بينم آتش پنهان نمي شود ولي شعر .. ساده تر بخوانيد آتش بيهوده به شعر نمي آيد .. + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 20:41 توسط شیرین کاظمیان |
|