تبليغاتX
سلطنت سکوت

سلطنت سکوت

فرقي نمي كند

چه با تو

چه بي تو

باز هم گارسون مي پرسد سالاد چه ميل داريد ؟!

و تمام بارهايي كه به ساعت نگاه كرديم

پاندول طلايي

وقت را اين طرف و آن طرف مي برد

 كه شايد چيزي فرق كند

و دوباره از پنجره بيرون راببينيم

تمام ساختمان هاي قديمي

تمام ساختمان هاي جديد

و تيرآهن هاي لخت

كه براي درازاي خودشان زنگ مي زنند ...

جايي در فرسايش شهر

براي نشستن هست

چه با تو

چه بي تو

گارسون  باز هم مي پرسد سالاد چه ميل داريد ؟!

 

                               

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 23:32 توسط شیرین کاظمیان |


 

به گردن شما

اگر به ما مي خندد

اگر از هر جا كه بياييم

به آنجا نمي رسيم

و دقيقا بله

اين يك سياه مشق است

براي ضربه هاي محكم به اين صفحه كليد

و اعتراض

من

به متن اعتراض دارم

به كلمه كه همه جا مي رود

جز آنجا

به تمام رئيس جمهور ها

به تمام  تابلوهای توقف ممنوع

به تمام گوركن ها

و البته مرده شوي هاي محترم

 

از تيمارستان تا همان روان پزشك كمي صميمي

لنگرهاي كشتي افتاده بود

من هم با لنگر

در خشكي

و اسب هاي تركمن که  هي مي دویدند

با غباري كه مي آوردند و مي بردند

هي مي دویدند

و ما

در

هي

خلاصه شديم

 

بگو كسي بيايد موهايم را شانه كند

كسي

كه مديون دست هايش شود

موهايم

و

و

و

 اصلا  ( و ) ديگر در كار نيست

جمله هم

كلمه هم

كسي دارد مي خندد

به من

به تو

به رئيس جمهورها

به گوركن ها

به مرده شوي ها

حتي به روانپزشك كه

هي

مي گويد خيال بافي نكن دختر ...

 

گذري بود

از لنگر

كه به هر سو مي اندازتم

و خفيف

خفيف تر

آرام

آرام تر ...

فردا همه چيز سر جايش مي رود ...

 

                              

 

پاورقی : برای اینکه توهم باشد کمی دیر شده است .

حتی برای اعتراض.

لنگرها را بی اندازید ..

خشکی شاید به ما نزدیک شود .

پاورقی دوم : چندین سال نوری را خسته ام ...

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 23:9 توسط شیرین کاظمیان |


براي چند لحظه شايد

در هيماليا

بلنداي اورست

هوا را بغل كنم

وقتي كه از سوراخ تمدن بيرون افتاده باشم ...

 

هميشه چيزي بود

كه دنبالش بگردم

و براي آويختنش به ديوار

روزهايي را در دهكده

بچرخم .

 

وقتي كره زمين را مي چرخانم

كشور ها

زير انگشتان من پنهان مي شوند

و تند تر كه مي چرخانمش

محوشان مي كنم ...

 

نامه ي مرا به آلاسكا برسانيد

به پوست خرس هاي سفيد

و سرعت سورتمه ها

كه از بي خطي برف ها

مستقيم مي روند ...

شايد خبر دار شوند

در ميامي

قرار است  تانگويي برگذار شود ...

و خانه هاي در آب  ونيز

كمي خسته اند

يا مجسمه هاي عريان پاريس

در چشم ما هم  قشنگ شده اند ...

 

كسي صداي مرا از اورست  نمي شنود

من كه از سوراخ تمدن بيرون افتاده بودم

و بر روي اولين ارگ ها

دست كشيده ام

هوا را بغل مي كنم

براي كره زمين

يك پرچم  تنها كافي بود

 براي اورانوس هم يكي

براي عطارد هم يكي ...

 

حسي مرا از همين آلاداغ هم پايين مي كشاند

و رنگ هاي كره ي جغرافيا

در چشم هايم مي چرخند ...

 

             

 

 پاورقي : هم چنان آدامس

             و بادكنك هايي كه

             به هوا نرسيده مي تركند ...

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 4:59 توسط شیرین کاظمیان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

تنظیم می شویم
... برای آنچه رخ خواهد داد


شیرین کاظمیان
متولد 30/11/68



صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

شعري به نام ( لحظه ي تصميم) از آرش قرباني در مايند موتور
گفتگویی با آرش قربانی در وازنا
وازنا - مجله ی الکترونیکی شعر
در وازنا بخوانید گزارشی ازشعر مدرن بجنورد -آرش قربانی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385



پیوندها

سهراب سپهري
شراب دل: احسان
احسان: گروه بييز
مرگ بازي:كسي كه هيچ كس نبود
صدای سکوت: سالار
سویدای دل: هیلدا
نگاه تازه
غير منتظر:علي امير رياحي
جغد مینروا : آرش قربانی
گزارش از ما:انجمن شعر بجنورد
قارقار : مهرداد فلاح
كركره: مهدي علوي
ناخدا و دريا:جواد سجادي
كافه نادري : هيراد افشار
آّبهای درخشان:سارا محدث
تراوشات یک ذهن بی مار
قلط نويسي : احسان رضواني
عروج اسيدي : سورنا
قهوه و سیگار:رسول احدي
ریسمانی از داستان
مترسك: بهروز
شبیه تو : نرگس
برهوت: اصغر نوري
دريچه : مهرداد
خ ز ع ب ل ا ت
عینک دودی
آيات زميني
سینما اسلحه:مجتبی یدللهی
يكم اين طرف تر
مهم خودمونيم:محدثه نيري
سردخونه
نمی دانم های یک پکر
دروازه
خواب هاي آقاي خاكستري
بيچاره لك لك ها.. بيچاره جهان:شيدا ساعدي
فروردينگان
نيك آهنگ
سي و پنج كيلو گرم اميدواري
هزيان هاي يك خوابگرد
سمفوني استفراغ
ماندگار
سه شنبه هاي خاكستري
جفنگ نامه
هنر و كوير
فلاخن دوران
بوي سگ : سپيد
يادداشت هاي تنهايي
باغ گل صدبرگ:طاهره مجاهد
تنبور
فروردينگان
ترانه های ایلیا
قايقران
خاطر
هستن:زهرا اسمعيل زاده
دروغ شاخدار: شيما كريمي
گرگ نجيب
ماني محمودي
! پاييز باراني من
موش كور
نارنجایی
...اينجا دقيقا آن طرف دنياست
بانوي هيچكس
باغ بی برگی
جزیره زیر آب
ناگهان مشعلی آورد
نشاني كوچه باغ
عشق جاودان
تابوت
نوشته های نانوشته
زبل خان اینجا
خوشبختی
فریاد سکوت
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin