تبليغاتX
سلطنت سکوت

سلطنت سکوت

 

 

 

همه از يك حادثه مي گويند ...

خبري بد

مگر قرار همه ي مرغان دريايي گريه بود ؟

 

كنار جمعه خوابيده بودم انگار

كه از بامداد زخمي بود

و در كنار حادثه هم

تمام جمعه گي اش باقي مي ماند ...

 

از يك سيب مي گويم

كه كنار عكس سهراب نقاشي شده است

و كلمه

كه كلمه ي بعد هم سقوط كند

 

عابران

تمام عابران

از خط هايي عبور مي كنند كه سال هاست مرده اند

از رفتن هاي مكرر

 

و من هم عبور مي كنم

به يك حراجي مي روم

انتهاي جمعه

شايد طرحي از يك سيب بخرم

براي تمام كساني كه دوستشان دارم

و كمي پاييز

كمي دريا

تعدادي مرغ دريايي

كه براي عادت هاي جمعه

بخوانند ...

 

و از اين بالا كه ترافيك را مي بينم

از جمعه تا جمعه

با جمعه ام

كه شايد طرحي از يك سيب برايم بياورند ...

 

همه از يك حادثه مي گويند

خبري بد

مگر قرار تمام مرغان دريايي گريه بود ؟

...

 

                 

 

پاورقی : سبز سبزم ریشه دارم

            من درختی استوارم

            سبز سبزم ریشه دارم

            در زمستان هم بهارم ...

 

پاورقی تر : نرفتم ٫ نرفتی ٫ رفت

            نرفتیم ٫ نرفتید ٫ رفتند ...

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387 4:15 توسط شیرین کاظمیان |


همه چيز از آن حراجي اشتباهي شروع شد

مگر جغرافياي آسمان

براي يافتن تو

كم بود ؟

 

اصفهان

شعر بلندي از يك چاي

در دو فنجان

و بابونه ها سفيد بودند

حتي وقتي گر مي گرفتند ...

باز هم سفيد بودند

اين همه بابونه

اين همه سفيد

از حاشيه

شروع  شد .

 

باز هم كليد هاي من گم شده

باز هم در ها

اصالتشان بسته مي ماند

و سرطان كه بالا بيايد

اينجا هنوز روز است

هنوز دوره گردي

آكاردون مي زند

و كولي ها خوبند

 كه هميشه رنگي اند

و در بن بست هم مي خوانند ...

 

من نشاني را اشتباهي آمده بودم

تابلوها را اشتباهي ديده بودم

و پيشگويي نگفته بود

تو مي ماني

اين همه بابونه

و شعري بلند

از چيزي  كه نديدم

و پشت در ماندن

براي كليدي كه نداشتم ...

 

                      

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 1:55 توسط شیرین کاظمیان |


فقط فاصله مي گيريم...

 

من ايستاده ام انگار

در بالن

بالاسر دريا

و همه چيز به دور ختم مي شود ...

حتي هلال پرواز مرغان  دريايي ...

اگر همه ي بادها

به دورادور بوزند ...

از همه ي فاصله ها هم

دور مي شوم ...

 

             

 

پاورقی : باید ساخت .

با همه ی نزدیک ها ...

با  همه ی دور ها ... و بودها ...و نبود های اساسی ...

ساختیم ...

 و ویرانی همیشه در کمین است انگار !

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 2:3 توسط شیرین کاظمیان |


لطفا لبخند بزن

مي خواهم عكسي از تو بگيرم

چيزي را به خاطر بياور

مثلا جنگ را

كه نعمتي بزرگ بود

يا آن زمان  كه پدر بزرگ

از سفر برايت

كوپلن انگليسي مي آورد ...

 

فاجعه مگر چقدر سهمگين بود ؟

هر چه باشد

جواني ات اصالت داشت

و پنچره هايت

حتي رو به خانه ي همسايه

باز بودند

 

من تنديس دست هاي معشوقه ام را

كه از شعار بالا مانده بود

بر طاقچه ي اتاقم گذاشتم

و به عكس جواني پدربزرگ حسادت مي كنم ...

كه كت و شلوار فاستوني اش

در سياه و سفيدي عكس هم برق مي زند .

 

هيچ كس به من نگفت

چرا هيچ قاضي اي اعدام نمي شود

و من كه در فرعي ترين كوچه

دنبال خودم مي گشتم

كوچه را هم گم كردم ...

 

هر شب در خواب مي بينم از قصر دور مي شويم

و راننده اي كه مرا مي برد

بوي پيپ مي دهد

و من علاقه دارم مزارع توتون را ببينم ...

و از خواب كه بيدار مي شوم

هنوز به قصر هم  نرسيده ام ...

 

عكس تو را

در كنار ساعت مي گذارم

باشد كه براي من

 در كنار زمان پير نشوي ...

 

               

            

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 23:13 توسط شیرین کاظمیان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

تنظیم می شویم
... برای آنچه رخ خواهد داد


شیرین کاظمیان
متولد 30/11/68



صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

شعري به نام ( لحظه ي تصميم) از آرش قرباني در مايند موتور
گفتگویی با آرش قربانی در وازنا
وازنا - مجله ی الکترونیکی شعر
در وازنا بخوانید گزارشی ازشعر مدرن بجنورد -آرش قربانی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385



پیوندها

سهراب سپهري
شراب دل: احسان
احسان: گروه بييز
مرگ بازي:كسي كه هيچ كس نبود
صدای سکوت: سالار
سویدای دل: هیلدا
نگاه تازه
غير منتظر:علي امير رياحي
جغد مینروا : آرش قربانی
گزارش از ما:انجمن شعر بجنورد
قارقار : مهرداد فلاح
كركره: مهدي علوي
ناخدا و دريا:جواد سجادي
كافه نادري : هيراد افشار
آّبهای درخشان:سارا محدث
تراوشات یک ذهن بی مار
قلط نويسي : احسان رضواني
عروج اسيدي : سورنا
قهوه و سیگار:رسول احدي
ریسمانی از داستان
مترسك: بهروز
شبیه تو : نرگس
برهوت: اصغر نوري
دريچه : مهرداد
خ ز ع ب ل ا ت
عینک دودی
آيات زميني
سینما اسلحه:مجتبی یدللهی
يكم اين طرف تر
مهم خودمونيم:محدثه نيري
سردخونه
نمی دانم های یک پکر
دروازه
خواب هاي آقاي خاكستري
بيچاره لك لك ها.. بيچاره جهان:شيدا ساعدي
فروردينگان
نيك آهنگ
سي و پنج كيلو گرم اميدواري
هزيان هاي يك خوابگرد
سمفوني استفراغ
ماندگار
سه شنبه هاي خاكستري
جفنگ نامه
هنر و كوير
فلاخن دوران
بوي سگ : سپيد
يادداشت هاي تنهايي
باغ گل صدبرگ:طاهره مجاهد
تنبور
فروردينگان
ترانه های ایلیا
قايقران
خاطر
هستن:زهرا اسمعيل زاده
دروغ شاخدار: شيما كريمي
گرگ نجيب
ماني محمودي
! پاييز باراني من
موش كور
نارنجایی
...اينجا دقيقا آن طرف دنياست
بانوي هيچكس
باغ بی برگی
جزیره زیر آب
ناگهان مشعلی آورد
نشاني كوچه باغ
عشق جاودان
تابوت
نوشته های نانوشته
زبل خان اینجا
خوشبختی
فریاد سکوت
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin