تبليغاتX
سلطنت سکوت

سلطنت سکوت

من آمده ام تا آسايش را به آسايشگاهم ببرم

 

من آمده ام تا ديوانگي را به ديوانه خانه ام ببرم

 

من آمده ام كه آب غسل تعميدم را سر بكشم

 

من آمده ام عطر دوستي را از خيالم پاك كنم

 

من آمده ام طعم تولدي دوباره را بچشم

 

من آمده ام تا تغيير كنم!

 

من زخم خرده ي زيستنم

 

من آزرده ي نيايشم

 

من گم شده در جاده ي مه آلود آرامشم

 

من پر پرواز روياهايم

 

من آمده ام تا تغيير كنم!

 

من آمده ام اما خيلي دير ...

 

                     

              

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 13:12 توسط شیرین کاظمیان |


امروز سيبي را دو نصف كردم

 

آنقدر ماهرانه بود كارم كه كرم درونش هم دو نيم شد!

 

عدالت در هر شرايطي !!!

 

آن كرم هم مفهوم عدالت را مي فهمد ؟؟؟

 

من كه مي فهمم كه نمي فهمم !

           

             

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385 23:17 توسط شیرین کاظمیان |


زنگ ذهنم را مي زند و فرار مي كند شيطنت هاي عاميانه ي وجودم

 

اگر دلقك بودم بهتر بود ، كاش دلقك بودم!

 

شادماني اي مدرن كه ظاهر غم هاي ديرينه را مي پوشاند

 

گونه هايي سرخ شده كه بي تفاوتي زندگي را رنگين جلوه مي داد

 

نور همه جا به دنبالم بود من هرگز در آغوش تاريكي پنهان نمي ماندم

 

گريم چه قدرتمندانه ضعف چشم هايم را مي پوشاند

 

مي توانستم هزاران چشم را تسخير بيهودگي هايم  كنم

 

مي توانستم قدرت ساختگي ام را كه از صداي دست هايي خالي از ذوق جان

 

مي گرفت و فوران مي كرد ، بر شيري گرفتار پيروز كنم!

 

مي توانستم سلطان جنگل را وادار كنم درون حلقه هاي آتش بپرد

 

يا اينكه شلاقش بزنم !

 

مي توانستم حتي به عنوان تجربه اي آخر سرم را در دهان تاريكي فرو كنم

 

و زنده بمانم!!!

 

يا با تبسمي مضحك عشق را به همه بفهمانم و با سكوتم همه را بخندانم ...

 

بازهم گويي زنگ ذهنم را مي زند و فرارمي كند اين شيطنت هاي عاميانه وجودم

 

نه 

 

اين بار همان گداي با وفاي بيهودگي است كه آمده عمر را به زور گدايي كند

 

و من چه بخشنده ام !!!

 

                 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 22:55 توسط شیرین کاظمیان |


باد عريان ها را دوست دارد

 

باد تبسم خام جواني را دوست دارد

 

باد بوي كپكي را كه مي پراكند دوست دارد

 

باد حكم دواندن را دوست دارد

 

باد رقص آخر برگ زردي را دوست دارد

 

باد گله ي ماسه هاي بي پناه را دوست دارد  

 

باد هم صدايي با ناله ها را دوست دارد

 

باد رقصاندن گيسوان گرفتار را دوست دارد

 

باد حمل خاكستر خاطرات را دوست دارد

 

باد حمله به چشمان باز را دوست دارد

 

باد پنجره هاي باز را دوست دارد

 

باد همانندي اش با زمان را دوست دارد

 

باد تاريخ ما را دوست دارد

 

باد سرنوشت ما را دوست دارد

 

باد عريان ها را دوست دارد

 

باد مرا عاشقانه دوست دارد!

 

            

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385 22:15 توسط شیرین کاظمیان |


كمك ...

 

كسي نيست تا نفسي رها كند و اين شمع نيمه جان زندگي ام را خاموش كند ؟

 

كسي نيست تا معني اضطراب را از جاده هاي لغزنده ي زندگي پاك كند ؟

 

كسي نيست تا سؤال هايي را جواب دهد كه نمي توان حتي آنها را طرح كرد ؟

 

كسي نيست تا پيدايش مجهول نياز و تاثير بالقوه اش در بشر را معني كند ؟

 

كمك ...

 

كمك ...

 

پس درب آخرت كجاست ؟

 

نه بوي خوش بهشت مي آيد نه صداي سازش با جهنم !

 

پس درب آخرت كجاست ؟

 

آهاي كسي نيست تا نفسي رها كند و اين شمع نيمه جان زندگي ام را خاموش كند؟

 

من جاودانگي را نمي خواهم !!!

 

                          

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385 22:21 توسط شیرین کاظمیان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

تنظیم می شویم
... برای آنچه رخ خواهد داد


شیرین کاظمیان
متولد 30/11/68



صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

شعري به نام ( لحظه ي تصميم) از آرش قرباني در مايند موتور
گفتگویی با آرش قربانی در وازنا
وازنا - مجله ی الکترونیکی شعر
در وازنا بخوانید گزارشی ازشعر مدرن بجنورد -آرش قربانی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385



پیوندها

سهراب سپهري
شراب دل: احسان
احسان: گروه بييز
مرگ بازي:كسي كه هيچ كس نبود
صدای سکوت: سالار
سویدای دل: هیلدا
نگاه تازه
غير منتظر:علي امير رياحي
جغد مینروا : آرش قربانی
گزارش از ما:انجمن شعر بجنورد
قارقار : مهرداد فلاح
كركره: مهدي علوي
ناخدا و دريا:جواد سجادي
كافه نادري : هيراد افشار
آّبهای درخشان:سارا محدث
تراوشات یک ذهن بی مار
قلط نويسي : احسان رضواني
عروج اسيدي : سورنا
قهوه و سیگار:رسول احدي
ریسمانی از داستان
مترسك: بهروز
شبیه تو : نرگس
برهوت: اصغر نوري
دريچه : مهرداد
خ ز ع ب ل ا ت
عینک دودی
آيات زميني
سینما اسلحه:مجتبی یدللهی
يكم اين طرف تر
مهم خودمونيم:محدثه نيري
سردخونه
نمی دانم های یک پکر
دروازه
خواب هاي آقاي خاكستري
بيچاره لك لك ها.. بيچاره جهان:شيدا ساعدي
فروردينگان
نيك آهنگ
سي و پنج كيلو گرم اميدواري
هزيان هاي يك خوابگرد
سمفوني استفراغ
ماندگار
سه شنبه هاي خاكستري
جفنگ نامه
هنر و كوير
فلاخن دوران
بوي سگ : سپيد
يادداشت هاي تنهايي
باغ گل صدبرگ:طاهره مجاهد
تنبور
فروردينگان
ترانه های ایلیا
قايقران
خاطر
هستن:زهرا اسمعيل زاده
دروغ شاخدار: شيما كريمي
گرگ نجيب
ماني محمودي
! پاييز باراني من
موش كور
نارنجایی
...اينجا دقيقا آن طرف دنياست
بانوي هيچكس
باغ بی برگی
جزیره زیر آب
ناگهان مشعلی آورد
نشاني كوچه باغ
عشق جاودان
تابوت
نوشته های نانوشته
زبل خان اینجا
خوشبختی
فریاد سکوت
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin