تبليغاتX
سلطنت سکوت

سلطنت سکوت

هنوز اندام هاي عاصي تو را سرنوشت هاي اهريمني  دنبال مي كنند   

هنوز چهره ي بلورينت را با سنگ تماشا مي كنند

هنوز چشمان  روشنت را در تاريكي تصور مي كنند

هنوز گفتار ظريفت را با غرور مقايسه مي كنند

هنوز مثل هميشه قصاب هاي وحشي با غلظت هاي دروني بره هاي مرمريني چون تو را مي خراشند و لذت مي برند

هنوز نگاه هاي سرد تو تولد گرم شكوفه هاي بهار را برايم به ارمغان مي آورد

هنوز و هنوز من بي استخوان ، بر ابر ها پهن گشته ام و به دنبال رنگين كمان بوسه ي استوار تو مي گردم تا به زمين آيم ...

                                                                                  ( موج سكوت )

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 0:51 توسط شیرین کاظمیان |


يك حادثه با من باش زيباي اساطيري         

تو زنده به اعجازي  بي معجزه مي ميري

تا عطر تنت باقيست من معجزه مي مانم

بعد از تو چه خواهد كرد تقدير نمي دانم

آغوش تو تكراريست تكرار خيال من

تنديس غرورت را در بستر من بشكن

تقدير تو رفتن نيست تو سهم مني انگار

يك وسوسه عاشق شو يك بار فقط يك بار

مي ماني و مي دانم پا بسته تقديري

يك حادثه با من باش زيباي اساطيري

 

من پنجره مي خواهم تو معني ديواري

من آينه ي عشقم تو آيه ي بيزاري

بعد از تو منو تكرار تكرار هم آغوشي

يك بستر بيهوده يك جرعه فراموشي

يك تجربه ي مبهم يك همهمه ي رسوايي

يك فرصت بي لذت در يك شب يلدايي

حرم نفسي تازه يك خلصه وهم آلود

يك نام كه يادم نيست اين آخر بازي بود

بي وسوسه مي ماني بي حادثه مي ميري

با خاطره ام خوش باش زيباي اساطيري  ...

                                                                        نيلوفر لاري پور

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 23:42 توسط شیرین کاظمیان |


 

نيست هيچي نيست پرواز هيچ كبوتر آزادي بر اين بام نيست

هيچ گل شب بويي دراين شب ها نيست

تعجبي نيست كه اقاقي ها اين بهار اصلا نبودند

اما هست ...تكرار هست، تكرار هست

وحشت پايان ديدار هست

غم بدرود يار هست

صداي ناله ي تارهست

كوچه هاي بن بست آميخته از سپيدار هم هست

بام ما هست براي پايكوبي  تمام عمر كلاغ

شب هاي طولاني ما هست براي بو كردن يار

 اما يار، يار نيست براي دل بي قرار...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 0:32 توسط شیرین کاظمیان |


 مي شه از بودن تو عالمي ترانه ساخت

كهنه ها رو تازه كرد  از تو يك بهانه ساخت

با تو مي شه كه صدام همه جا رو  پر كنه

تا قيامت اسم ما قصه ها رو پر كنه

اما خيلي دير دونستم تو فقط عروسكي

كور و كر بازيچه ي باد  مثل يك باد بادكي

دل سپردن به عروسك منو گم كرد تو خودم

تو رو خيلي  دير شناختم وقتي كه تموم  شدم

نه يه دست رفيق دستام  نه شريك غم بودي

واسه حس كردن دردام  خيلي خيلي كم بودي

توي شهر بي كسي هام تو رو از دور مي ديدم

با رسيدن به تو افسوس به تباهي رسيدم

شهر بي عابر و خالي شهر تنهايي من بود

لحظه ي شناختن تو لحظه ي تموم شدن بود

مگه ميشه از عروسك شعر عاشقونه ساخت

عاشق چيزي كه نيست شد  روي دريا خونه ساخت  

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385 1:17 توسط شیرین کاظمیان |


 

 

اين شب تمام مي شود  و صبح  مثل هميشه همانند  چنگالي طعمه اش را بر مي گزيند و بر لجن زار فرو مي دهد .

اين شب تمام مي شود واين ستاره ها مي روند و خورشيده هميشه بينا باز هم زيادي خواهد ديد.

اين شب تمام مي شود و من هنوز به نداي داستان هزار و يك شب اميد دارم اما هيچ كس آن را هم زمزمه نمي كند !

سحر شده است چيزي  جز صداي تكراري اما زندگي بخش ضربان قلبم نمي آيد.

هيچ خوابي مرا نبلعيد ... من هنوز بيدارم گويا هنوز مردمك سياه چشمانم انتظار اون خورشيد زيادي بينا را مي كشد !!!

خورشيد آمد نورش نمي گذارد ببينمش چه خود خواهه فقط خودش مي بيند و خوشنود است .

كاش همه جا تاريك بود اون وقت من ديگه اين قدر شب را دوست نداشتم كه در مردك چشمانم نگهش دارم ...!

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385 1:14 توسط شیرین کاظمیان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

تنظیم می شویم
... برای آنچه رخ خواهد داد


شیرین کاظمیان
متولد 30/11/68



صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

شعري به نام ( لحظه ي تصميم) از آرش قرباني در مايند موتور
گفتگویی با آرش قربانی در وازنا
وازنا - مجله ی الکترونیکی شعر
در وازنا بخوانید گزارشی ازشعر مدرن بجنورد -آرش قربانی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385



پیوندها

سهراب سپهري
شراب دل: احسان
احسان: گروه بييز
مرگ بازي:كسي كه هيچ كس نبود
صدای سکوت: سالار
سویدای دل: هیلدا
نگاه تازه
غير منتظر:علي امير رياحي
جغد مینروا : آرش قربانی
گزارش از ما:انجمن شعر بجنورد
قارقار : مهرداد فلاح
كركره: مهدي علوي
ناخدا و دريا:جواد سجادي
كافه نادري : هيراد افشار
آّبهای درخشان:سارا محدث
تراوشات یک ذهن بی مار
قلط نويسي : احسان رضواني
عروج اسيدي : سورنا
قهوه و سیگار:رسول احدي
ریسمانی از داستان
مترسك: بهروز
شبیه تو : نرگس
برهوت: اصغر نوري
دريچه : مهرداد
خ ز ع ب ل ا ت
عینک دودی
آيات زميني
سینما اسلحه:مجتبی یدللهی
يكم اين طرف تر
مهم خودمونيم:محدثه نيري
سردخونه
نمی دانم های یک پکر
دروازه
خواب هاي آقاي خاكستري
بيچاره لك لك ها.. بيچاره جهان:شيدا ساعدي
فروردينگان
نيك آهنگ
سي و پنج كيلو گرم اميدواري
هزيان هاي يك خوابگرد
سمفوني استفراغ
ماندگار
سه شنبه هاي خاكستري
جفنگ نامه
هنر و كوير
فلاخن دوران
بوي سگ : سپيد
يادداشت هاي تنهايي
باغ گل صدبرگ:طاهره مجاهد
تنبور
فروردينگان
ترانه های ایلیا
قايقران
خاطر
هستن:زهرا اسمعيل زاده
دروغ شاخدار: شيما كريمي
گرگ نجيب
ماني محمودي
! پاييز باراني من
موش كور
نارنجایی
...اينجا دقيقا آن طرف دنياست
بانوي هيچكس
باغ بی برگی
جزیره زیر آب
ناگهان مشعلی آورد
نشاني كوچه باغ
عشق جاودان
تابوت
نوشته های نانوشته
زبل خان اینجا
خوشبختی
فریاد سکوت
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin